بالاترین سوالات
زمانبندی
چت
دیدگاه
نظریه زبانهای برنامهنویسی
از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
Remove ads
نظریهٔ زبانهای برنامه نویسی (به انگلیسی: Programming Language Theory، مخفف: PLT) شاخه ای از علوم رایانه است که به طراحی، پیاده سازی، تحلیل، توصیف و طبقه بندی زبانهای صوری معروف به زبانهای برنامه نویسی میپردازد. این حوزه ارتباط نزدیکی با زمینه های دیگری مانند ریاضیات، مهندسی نرم افزار و زبان شناسی دارد.
این مقاله در دست ترجمه از یک نسخهٔ زبانی دیگر از ویکیپدیا است. برای جلوگیری از تعارض ویرایشی، لطفاً تا زمانی که این برچسب در اینجا قرار دارد، صفحه را ویرایش نکنید. |
برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. (اکتبر ۲۰۱۵) |

Remove ads
تاریخچه
خلاصه
دیدگاه
در برخی جنبهها، تاریخچهٔ نظریهٔ زبانهای برنامهنویسی حتی پیش از توسعهٔ خود زبانها آغاز شد. حساب لامبدا که در دههٔ ۱۹۳۰ توسط آلونزو چرچ و استفن کول کلینی توسعه یافت، توسط برخی بهعنوان اولین زبان برنامهنویسی جهان شناخته میشود، هرچند هدف اصلی آن مدلسازی محاسبات بود، نه توصیف الگوریتمها برای رایانه. بسیاری از زبانهای تابعی مدرن را میتوان «پوششی نازک» بر روی حساب لامبدا دانست.
اولین زبان برنامهنویسی ساختهشده، پلانکالکول بود که در دههٔ ۱۹۴۰ توسط کنراد تسوزه طراحی شد، اما تا سال ۱۹۷۲ ناشناخته ماند. اولین زبان موفق سطح بالا، فورترن (۱۹۵۴-۱۹۵۷) بود که توسط تیمی در آیبیام به رهبری جان بکوس ساخته شد. موفقیت فورترن منجر به تشکیل کمیتهٔ علمی برای توسعهٔ زبان «جهانی» الگول ۵۸ شد. همزمان، جان مککارتی در امآیتی، لیسپ را به عنوان اولین زبان آکادمیک موفق ایجاد کرد.
گاهشمار
- دههٔ ۱۹۵۰
- نوام چامسکی سلسلهمراتب چامسکی را در زبانشناسی معرفی کرد که تأثیر مستقیمی بر نظریهٔ زبانها گذاشت.
- دههٔ ۱۹۶۰
- ۱۹۶۲: توسعهٔ سیمولا به عنوان اولین زبان شیگرا. - ۱۹۶۴: پیتر لندین حساب لامبدا را برای مدلسازی زبانها بهکار برد و ماشین SECD را معرفی کرد. - ۱۹۶۹: جی. راجر هیندلی الگوریتم استنتاج نوع هیندلی–میلنر را ارائه داد.
- دههٔ ۱۹۷۰
- ۱۹۷۲: توسعهٔ پرولاگ و برنامهنویسی منطقی. - ۱۹۷۵: توسعهٔ اسکیم با قابلیتهای پیشرفته مانند تداومها.
- دههٔ ۱۹۸۰
- ۱۹۸۵: انتشار میراندا و آغاز توسعهٔ هسکل.
Remove ads
زیرشاخه ها و زمینه های مرتبط
نظریهٔ زبانهای برنامهنویسی با حوزههای زیر در همتنیده است:
معناشناسی صوری
سه رویکرد اصلی: ۱. **معناشناسی دلالتی** (ارتباط با ریاضیات) ۲. **معناشناسی عملیاتی** (شبیهسازی اجرا) ۳. **معناشناسی اصلاحی** (استنتاج از قوانین).
نظریهٔ نوع
مطالعهٔ سیستمهای نوع برای جلوگیری از خطاها. مثال: سیستم نوع ایستا در ML.
تحلیل و تبدیل برنامه
بررسی ویژگیهای برنامه (مانند خطاهای امنیتی) و تبدیل بین فرمتهای مختلف.
Remove ads
نشریات و کنفرانسها
- کنفرانسها: POPL، PLDI، ICFP - **نشریات**: TOPLAS، JFP
جستارهای وابسته
- SIGPLAN
- زبان برنامه نویسی سطح بسیار بالا
منابع
پیوند به بیرون
Wikiwand - on
Seamless Wikipedia browsing. On steroids.
Remove ads
