بالاترین سوالات
زمانبندی
چت
دیدگاه
الکساندر گراهام بل
مخترع اسکاتلندی-امریکایی از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
Remove ads
الکساندر گراهام بل (به انگلیسی: Alexander Graham Bell) (زادهٔ ۳ مارس ۱۸۴۷ – درگذشتهٔ ۲ اوت ۱۹۲۲)[۱] مخترع، دانشمند و مهندس کانادایی-آمریکایی متولد اسکاتلند[الف] بود که به خاطر ثبت اختراع اولین تلفن کاربردی شناخته میشود. او همچنین در سال ۱۸۸۵ شرکت تلفن و تلگراف آمریکا (AT&T) را تأسیس کرد.[۴]
لحن یا سبک این مقاله بازتابدهندهٔ لحن دانشنامهای مورد استفاده در ویکیپدیا نیست. |
برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. |
Remove ads
زندگی نامه
خلاصه
دیدگاه
بل مخترع تلفن در ۳ مارس ۱۸۴۷ (میلادی) در شهر ادینبورگ در اسکاتلند زاده شد.[۵][۶] چندسالی به مدرسه نرفت ولی در دوران تحصیل شاگرد ممتازی بود. او تحصیلات دانشگاهی نداشت و از آنجا که پدر گراهام بل یعنی ملویل بل متخصص فیزیولوژی صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوایان بود در همان دوران کودکی، به شغل پدر علاقهمند شد و تصمیم گرفت با آن امرار معاش کند.
او در سال ۱۸۷۱ میلادی دو برادر خود را به خاطر سل از دست داد، اما خود از بیماری جان سالم به در برد و در همان سال به همراه پدر و مادر خود راهی شهر برنتفورد در انتاریوی کانادا شد، او یک سال در آنجا دوران نقاهت خود را سپری کرد.
در همان سال الکساندر راهی آمریکا شد چون نامهای از خانم سارا فولر، مدیر آموزشگاه ناشنوایان بوستون دریافت کرد که در آن نامه از او خواسته شده بود که شغل معلمی در آن آموزشگاه را بپذیرد و از آن پس، بل هر روز به کلاس درس میرفت و روشهایی را که از پدر خود برای آموزش ناشنوایان یادگرفته بود به کار میبست. او در پایان روز آزمایش ارتعاش را با دیاپازنهای خود ازسر میگرفت، او دیاپازنهای خود را در اتاق خواب گذاشته بود و بر روی آنها کار میکرد و معتقد بود که مسئله ارتعاش مجهولات زیادی دارد او در این زمینه به مطالعه یکی از کتابهای مشهور هرمان فون هلمهولتز، فیزیکدان نامی آلمانی، به نام تئوری وظایف اعضاء مبنی بر مطالعه احساسات شنوایی پرداخت و در همین زمان یعنی در دهه هفتاد او در کارگاه برق چارلز ویلیامز که مرجع بسیاری از مخترعان بود با توماس واتسون آشنا شد.
بل در سال ۱۸۷۱ به شهر بوستون در ایالت ماساچوست آمریکا نقل مکان کرد. در آنجا در سال ۱۸۷۵ به برخی کشفیات مختلف دست یافت که سرانجام به اختراع تلفن منتهی گردید. بل اظهار نامه مربوط به درخواست ثبت حق انحصاری اختراع خود را در فوریه سال ۱۸۷۶ تسلیم کرد و امتیاز مربوط به آن چند هفته بعد به وی داده شد (جالب اینکه شخص دیگری به نام الیشا گری در همان روز و تنها یکی دو ساعت دیرتر اظهارنامه ثبت اختراع وسیله کاملاً مشابهی را تسلیم مقامات مربوط نمود).
کمی پس از دریافت امتیاز مزبور گراهام بل دستگاه تلفن اختراعی خود را در سالن نمایشگاه سنتنیال فیلادلفیا به معرض نمایش گذاشت. اختراع بل با استقبال گرمی مواجه شد و جایزهای نیز به او اعطا گردید. حق بهرهبرداری انحصاری از این اختراع در قبال مبلغ یکصدهزار دلار به کمپانی «وسترن یونیون تلگراف» پیشنهاد شد ولی کمپانی مزبور از خرید آن امتناع کرد؛ بنابراین بل و دستیارانش در ژوئیه ۱۸۷۷ خود به تأسیس شرکتی همت گماشتند که آن شرکت در حقیقت سلف همین کمپانی «آمریکن تلفن و تلگراف» امروزین بود. تلفن از همان آغاز توفیق تجاری بسیار بزرگی روبهرو گردید.

ظاهراً بل و همسرش که در مارس ۱۸۷۹ حدود پانزده درصد سهام شرکت تلفن را داشتند تصور نمیکردند که کمپانی آنها به زودی تبدیل به شرکتی با سوددهی افسانهای خواهد شد. آنها طی چند ماه اکثر سهام خود را با بهای متوسط هر سهم ۲۵۰ دلار فروختند. تا ماه نوامبر ارزش سهام شرکت به یکهزار دلار رسید. در سال ۱۸۸۱ آنها باز هم دست به کاری غیرعاقلانه زدند و یک سوم بقیه سهام باقی مانده خود را فروختند. با وجود این در سال ۱۸۸۳ ثروت بل و همسرش بالغ بر یک میلیون دلار میشد.
با وجود اینکه بل در نتیجه اختراع تلفن فردی ثروتمند شده بود ولی همچنان به فعالیتهای تحقیقاتی خود ادامه داد و چند وسیله سودمند دیگر، البته کماهمیتتر از تلفن نیز اختراع کرد. او به کارهای مختلف علاقه داشت ولی توجه و علاقه اصلی او کمک به ناشنوایان بود. همسرش بانویی ناشنوا بود که بل قبلاً به او درس میداد. بل دو پسر و دو دختر داشت اما پسرانش در همان اوان نوزادی از دنیا رفتند.
واتسون در آن موقع فقط بیست سال داشت اما تا آن زمان به کارهای گوناگونی پرداخته بود مدرسه را در دوازده سالگی ترک کرد و از آن پس چندی به ظرفشویی و مدتی هم به پیشخدمتی پرداخته بود اما سرانجام به دلیل جاذبه شگفت برق به کارگاه ویلیامز آمده بود. او آدمی چابکدست و تیزهوش بود و در نمونهسازی مهارت داشت، از این رو مخترعان او را خوب میشناختند. آشنایی بل با واتسون به این صورت بود که بل روزی درحالیکه تلگراف هارمونیک را در دست داشت، ملاقات نمود و با او در زمینه بهتر کار کردن دیاپازنها و فرستادن چند پیام در آن واحد با یک رشته سیم صحبت کرد. بل از واتسون خواست که او را در ساخت این دستگاه یاری نماید و واتسون هم قول داد تا آنجا که بتواند به آنها یاری برساند. از آن پس الکساندر و واتسون به آزمایش تلگراف هارمونیک دست زدند و آزمایشهای آنها پس از تعطیلی کارگاه آغاز میشد و آنها تا سرتاسر بهار سال بعد با هم کار کردند.
الکساندر و واتسون برابر هم، هریک در سویی از اتاق ایستاده بودند. سیم درازی دو دستگاه را بهم وصل میکرد، الکساندر هر از گاهی یک دیاپازن برمیداشت و به گوشش میچسباند. سپس آن را بر جایش میگذاشت و کمی تنظیم میکرد و آزمایش را از سر میگرفت. آنها به درستی نظریه خود آگاه بودند اما روش به کار بستنش را نمیدانستند. نخست نتهایی را بهدقت موزون میکردند و با سیم میفرستادند اما هنگام دریافت آنها را درهم مییافتند. بل در همین هنگام پس از آزمایشهای زیاد، ناامید شد و در همین هنگام جرقه تولید و ساخت تلفن در مغز او زده شد او طرح خود را به واتسون توضیح داد و پس از مشورت، آنها به این نتیجه رسیدند که ساخت تلفن به هزینه زیادی احتیاج دارد و ساختن حتی یک نمونه هم از استطاعت مالی آنها به دور است. پس از یکی دو روز بل به خود جرئت داد به دیدن آقای هبرد و آقای ساندرز که هر دو آنها از سرمایه داران بوستون بودند برود تا از آنها پشتیبانی بکنند اما آنها استقبال چندانی از بل نکردند و به او پیشنهاد کردند که مشخصات تلگراف خود را به واشینگتن ببرد و آن را در اداره اختراعات ایالات متحده ثبت کند. او رهسپار واشینگتن شد و اختراع خود را ثبت کرد.
از آن به بعد الکساندر هفتهای یک شب با واگن اسبی به خانه هبرد میرفت چون در اولین دیدار که الکساندر برای کمک مالی به خانه آقای هبرد رفته بود در این دیدار دوستی الکساندر بر دل آن مرد نشست، میبل دختر آقای هبرد لال بود و از این رو پدرش از الکساندر خواست تا با روش خود با او سخن بگوید و سخن گفتن را به او یاد بدهد. پس از چند هفته دیگر چندان نیازی به آموزش نبود زیرا میبل خوب سخن میگفت اما الکساندر هنوز هر هفته به خانه هبرد میرفت و خود را در آن خانه بیگانه نمییافت و در همین هنگام به میبل قول داد که با او ازدواج بکند، در همین هنگام، دو همکار، دیاپازن را برای کارخود کافی نیافته بودند، از اینرو الکساندر بر آن شد که به جای دیاپازن، از نی فولادین ارگ استفاده کند و آنها با این کار نتیجه گرفتند و توانستند صوت را انتقال دهند و امتیاز اولین تلفن در ۷ مارس ۱۸۷۶ به او اعطا شد.
در ۲۴ ژوئن ۱۸۷۶ الکساندر به نمایشگاه صدساله صنایع گام نهاد. این نمایشگاه در فید مونت پارک فیلادلفیا برگزار شد. در این نمایشگاه، که امپراتور برزیل هم، حضور داشت، بل برنده جایزه ویژه شد.
پس از آن بل به معرفی اختراع خود در این زمینه پرداخت و در تالارهای زیادی سخنرانی کرد.
در همین هنگام آقای هبرد سرمایهگذاری را در تلفن آغاز کرد و حتی راضی به ازدواج او با میبل شد و عروسی آنها ۱۱ ژوئیه ۱۸۷۷ انجام گرفت و در همین هنگام بل به همراه میبل روانه انگلستان شد و در آنجا خانهای را کرایه کرد و مشغول پذیرایی مهمانانی شد که هرکدام جویای آشنایی با تلفن بودند و
او در انگلستان حتی در حضور ملکه انگلستان هم طریقه کار تلفن را اجرا کرد.
بل و همسرش در ۱۸۷۸ با کشتی به سوی ایالات متحده آمریکا روانه شدند، و بل به محض رسیدن به ایالات متحده آمریکا روانه بوستون شد تا به دفاع از امتیاز تلفن که شرکت وسترن یونیون مدعی آن شده بود بپردازد.
او در این دادگاه سر بلند بیرون آمد و در همان سال آقای هبرد و واتسون اولین آگهی را چاپ کردند و این آگهی تأثیر شگفتانگیزی در مردم داشت، هرکس به فکر تهیه تلفن افتاد. در سال ۱۹۱۵ یک خط تلفن سرتاسری درخاک ایالات متحده آمریکا برقرار شد. آن روز رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا از کاخ سفید در واشینگتن با فرماندار کالیفرنیا ارتباط برقرار کرده بود و صدای او را میشنید.
در ۲ اوت سال ۱۹۲۲ بل در باغ شخصی خود در بن بریا در استان نوا اسکوشیا در کانادا درگذشت.
Remove ads
رقبا
خلاصه
دیدگاه
همانطور که گاهی در اکتشافات علمی رایج است، پیشرفتهای همزمان رخ داده است، همانطور که توسط تعدادی از مخترعانی که روی تلفن کار میکردند، مشهود است.[۷] طی ۱۸ سال، شرکت تلفن بل با ۵۸۷ مورد اعتراض دادگاهی به حق ثبت اختراع خود مواجه شد، از جمله پنج مورد که به دیوان عالی ایالات متحده رفت،[۸] اما هیچکدام در ایجاد اولویت نسبت به حق ثبت اختراع اصلی بل موفق نبودند،[۹][۱۰] و شرکت تلفن بل هرگز پروندهای را که به مرحله نهایی محاکمه رسیده بود، نباخت.[۹] یادداشتهای آزمایشگاهی و نامههای خانوادگی بل کلید ایجاد یک سلسله طولانی برای آزمایشهای او بود.[۹] وکلای شرکت بل با موفقیت از پس دعاوی بیشماری که در ابتدا پیرامون چالشهای اِلیشا گِری و آموس دولبیر ایجاد شده بود، برآمدند. گری و دولبیر در مکاتبات شخصی با بل، کار قبلی او را تصدیق کرده بودند که ادعاهای بعدی آنها را به میزان قابل توجهی تضعیف میکرد.[۱۱]
در ۱۳ ژانویه ۱۸۸۷، دولت ایالات متحده به دلیل کلاهبرداری و ارائه اطلاعات نادرست، اقدام به لغو حق ثبت اختراع صادر شده به بل کرد. پس از یک سری تصمیمات و لغوها، شرکت بل در دیوان عالی کشور رأیی را به دست آورد، اگرچه چند مورد از ادعاهای اصلی از پروندههای دادگاه بدوی بلاتکلیف ماندند.[۱۲][۱۳] زمانی که محاکمه پس از نه سال نبرد حقوقی به پایان رسید، دادستان ایالات متحده درگذشت و دو حق ثبت اختراع بل (شماره ۱۷۴۴۶۵، مورخ ۷ مارس ۱۸۷۶ و شماره ۱۸۶۷۸۷، مورخ ۳۰ ژانویه ۱۸۷۷) دیگر معتبر نبودند، اگرچه قضات رئیس دادگاه به دلیل اهمیت پرونده به عنوان یک سابقه قضایی، موافقت کردند که روند دادرسی را ادامه دهند. با تغییر در مدیریت و اتهامات تضاد منافع (از هر دو طرف) ناشی از محاکمه اولیه، دادستان کل ایالات متحده در ۳۰ نوامبر ۱۸۹۷ از طرح دعوی صرف نظر کرد و چندین موضوع را در مورد ماهیت آنها بلاتکلیف گذاشت.[۱۴]
در جریان شهادتنامهای که برای محاکمه ۱۸۸۷ ثبت شد، آنتونیو میوچی، مخترع ایتالیایی، همچنین ادعا کرد که اولین مدل تلفن کاربردی را در سال ۱۸۳۴ در ایتالیا ساخته است. در سال ۱۸۸۶، در اولین مورد از سه پروندهای که او در آن دخیل بود، میوچی به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد به امید اینکه اولویت اختراع خود را اثبات کند. شهادت میوچی به دلیل فقدان شواهد مادی برای اختراعاتش مورد مناقشه قرار گرفت، زیرا ظاهراً مدلهای کاربردی او در آزمایشگاه تلگراف منطقهای آمریکا (ADT) نیویورک، که در سال ۱۹۰۱ به عنوان زیرمجموعه وسترن یونیون تأسیس شد، گم شده بودند.[۱۵][۱۶] کار میوچی، مانند بسیاری از مخترعان دیگر آن دوره، مبتنی بر اصول آکوستیک قبلی بود و با وجود شواهدی از آزمایشهای قبلی، پرونده نهایی مربوط به میوچی سرانجام پس از مرگ میوچی مختومه اعلام شد.[۱۷] اما به دلیل تلاشهای نماینده کنگره، ویتو فوسلا، در ۱۱ ژوئن ۲۰۰۲، مجلس نمایندگان ایالات متحده اظهار داشت که «کار میوچی در اختراع تلفن باید مورد تقدیر قرار گیرد».[۱۸][۱۹][۲۰] این موضوع به این مسئله که هنوز مورد اختلاف است، پایان نداد.[۲۱] برخی از محققان نوین موافق نیستند که کار بل روی تلفن تحت تأثیر اختراعات میوچی بوده است.[۲۲]
ارزش حق ثبت اختراع بل در سراسر جهان مورد تقدیر قرار گرفت و درخواستهای ثبت اختراع در اکثر کشورهای بزرگ انجام شد. هنگامی که بل درخواست ثبت اختراع آلمان را به تعویق انداخت، شرکت برق زیمنس و هالسکه یک تولیدکننده رقیب تلفنهای بل را تحت حق ثبت اختراع خود تأسیس کرد. زیمنس کپیهای تقریباً یکسانی از تلفن بل را بدون نیاز به پرداخت حق امتیاز تولید کرد.[۲۳] تأسیس شرکت بینالمللی تلفن بل در بروکسل، بلژیک، در سال ۱۸۸۰، و همچنین مجموعهای از توافقات در کشورهای دیگر، در نهایت به تثبیت یک عملیات تلفنی جهانی منجر شد. فشاری که بل به دلیل حضور مداوم در دادگاه، که ناشی از نبردهای حقوقی بود، متحمل شد، در نهایت منجر به استعفای او از شرکت شد.[۲۴]
Remove ads
صدا
بنابر گزارش بیبیسی به نقل از موزه ملی تاریخ ایالات متحده آمریکا صدای الکساندر گراهم بل بعد از ۱۲۸ سال کشف شد.[۲۵]
یادداشت
- بل در بیشتر دوران اولیه زندگی خود تابع بریتانیا بود. هنگامی که او در سال ۱۸۷۰ به کانادا نقل مکان کرد، شهروندی کانادا و بریتانیا از نظر عملکردی یکسان بودند و تابعیت کانادا تنها در سال ۱۹۱۰ به یک طبقهبندی رسمی تبدیل شد. او پس از سال ۱۸۷۷ برای شهروندی آمریکا درخواست داد، آن را در سال ۱۸۸۲ به دست آورد و از آن زمان به بعد خود را شهروند آمریکا نامید. نقل قولی از بل که با همسرش صحبت میکرد: «تو یک شهروند هستی چون چارهای نداری - تو شهروند به دنیا آمدی، اما من انتخاب کردم که شهروند باشم."[۲] گذشته از دیدگاه خود بل در مورد شهروندیاش، بسیاری، اگر نگوییم اکثر کاناداییها، او را یکی از شهروندان خود میدانستند، همانطور که در سخنرانی فرماندار کل کانادا مشهود است. در ۲۴ اکتبر ۱۹۱۷، در برنتفورد، انتاریو، فرماندار کل در مراسم رونمایی از یادبود تلفن بل در مقابل هزاران نفر از حضار سخنرانی کرد و گفت: «به دکتر بل به خاطر دریافت تقدیرنامه از سوی همشهریان و هممیهنانش تبریک میگویم.»[۳]
Remove ads
منابع
Wikiwand - on
Seamless Wikipedia browsing. On steroids.
Remove ads

